مرتضى مطهري
208
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
دارد . در آنها نيز عامل اهلى شدن و هم عامل اجتماعى زندگى كردن خودآنها بىاثر نيست ، اما مانند انسان عوامل پيچيده اجتماعى زيادى ندارند . به هر حال تشخيص اينكه دهنده و بخشنده تمايلى ، طبيعت و عوامل داخلى است يا عادت و عوامل خارجى كار مشكلى است . در اينجا به چند نكته خوب است اشاره شود . راه تشخيص علمى چيست ؟ : يكى اينكه راه تشخيص علمى اين قضيه چيست ( 1 ) ؟ . آيا لازمه غريزى بودن تجلى است ؟ : آيا راه تشخيصش عموميت و ظهور وى است در همگى ، نظير غريزه جنسى و برترىطلبى و غيره ؟ يا آنكه لازمه غريزى بودن و نوعى بودن ، عموميت هست ولى ظهور و تجلى نيست . ولى عموميت بلكه اكثريت ، دليل غريزى و نوعى بودن هست ، عليهذا مدعاى ما به اين دليل ثابت مىشود . گاهى يك غريزه در عين حال احتياج به تحريك و عرضه شدن موضوع دارد و حتى شايد بتوان گفت تمام غرايز احتياج به تحريك و عرضه شدن دارد . خاصيت غريزه اين نيست كه بدون عرضه شدن موضوع ، باز هم تجلى و ظهور داشته باشد . اگر جاه و مقام بر انسانى عرضه نشود و هميشه به حال انفراد در غارى زندگى كند ، هرگز اين حس در وى تجلى نمىكند و حتى خودش نيز توجه نمىكند كه چنين ميلى در او هست و به عبارت ديگر خاصيت غريزه اين است كه در صورت عرضه عكسالعمل موافق يا مخالف در طبيعت پيدا شود و طبيعت نوعى هدايت ذاتى به سوى او داشته باشد . و همچنين معلوم نيست اگر انسانى در محلى تنها زندگى كند به طورى كه جنس مخالف و يا انسان ديگر را هرگز نبيند ، تحرك و ميل و جنبشى در خود احساس نمايد ، و همچنين است تمايل علمى و حقيقتجويى و تمايل اخلاقى و غيره . يك عالم به خوبى احساس تشنگى علمى مىكند بر خلاف يك بىخبر . پس غريزه روحى نظير دستگاه معده نيست كه خود به خود خالى و پر بشود و احساس گرسنگى و تشنگى پيدا شود ، بلكه
--> ( 1 ) . رجوع شود به نمره 3 .